سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

407

تاريخ ايران ( فارسى )

ميگوئيم كه هيكاتم پىلوس پايتخت پارتيها و نيز اومنيه واقع در هيركانيا را هم بايد در همين رديف بشمار آورد . شهرهاى يونانى در امپراطورى ايران در نتيجهء بيانات بالا اينك ما براى لحظه‌اى قلم را ببيان وضعيت شهرهاى يونان معطوف ميداريم . اگر ما نفوس مقدونيه و يونان را كه از حيث عده در اقليت تامه بودند با جنگهاى خونين و هولناك آنها را كه دائما به آن اشتغال داشتند در نظر بگيريم اينمطلب صاف و روشن مىشود كه چنانچه ايشان در حفظ افكار و خيالات و ساير خصايص و مميزات مليهء خود ثابت و استوار نبودند يقينا در ميان هرقومى كه ساكن بودند پس از يكى دو نسل مستحيل شده از بين ميرفتند . چنان كه سرنوشت آنها عاقبت تا درجه‌اى همين بود : يعنى بالاخره در اقوام مغلوبه مستحيل گرديدند ، همين مخاطره در ميان انگليسيان ساكن هندوستان نيز محسوس مىشود چه بتجربه محقق شده است كه اطفال انگليسى كه در هند تربيت ميشوند در رتبه پست‌تر از اطفالى هستند كه در انگلستان تربيت ميشوند ، چون يونانيان نمىتوانسته اطفال خود را براى تربيت بيونان بفرستند ناچار بايستى به شهر - هائى بفرستند كه در آداب و رسوم حتى المقدور يونانى باشند و در آنجا تربيت گيرند اگرچه آن شهرها در كنار دجله يا در فلات ايران باشد بنابراين خصايص و مميزات مليهء خود را بسرعت از دست داده و بتدريج طبيعت ثانوى پستى بر خود ميگرفتند ، چه زيست و تربيت آنها در ميان اشخاصى بود كه يونانيان آنها را به نظر چاكرى و خادمى نگاه ميكردند كه از ارتكاب به هيچ عملى پروا نداشتند و از اين جهة يونانيان هلاس به اين يونانيان به نظر تحقير مينگريستند و همچنانكه تربيت‌يافتگان انگلستان بتربيت شدگان هندوستان مينگرند . پوسيدونيوس « 1 » كه از اهل اپامه است 51 - 135 پيش از ميلاد در شرح زندگانى كوچ‌نشينان يونانى و راه يافتن فساد در صفات مردانگى آنها بواسطهء لهوولعب چنين بيان مىكند - سكنهء اين شهرها بواسطهء خصب و فراوانى نعمت از سختى و تلاش معيشت

--> ( 1 ) - Posidonius .